خبر و نظر ۰۰۰ ادبيات و هنر ۰۰۰  نوشته های منتخب يا رسيده ۰۰۰ ويدئوکليپ ـ  ترانه و موسيقی ۰۰۰ انديشه ـ تاريخ ـ علوم انسانی ـ گفتار ها ۰۰۰ طنز و طنز واره ۰۰۰ با شما ـ پرسش ها و پاسخ ها ۰۰۰ آرشيو ـ معرفی بخش ها ۰۰۰ صفحه ی اول

 
بحران فلسطين
 
 
فريد مرجايی
 

از زمان به قدرت رسيدن حماس در انتخابات پارلمانی، امريکا، اسرائيل و اتحاديه اروپا يک برنامه تحريم فراگير و جامع را به تشکيلات خودگردان فلسطين تحميل کردند. آنچه واقعاً باعث تشديد اين وضعيت و دشوار تر شدن آن شده است کل سيستم تحريم غرب عليه تشکيلات خودگردان است که در حقيقت هيچ مجال و زمينه ای برای گفت وگوی سازنده بين فتح و حماس باقی نگذاشت. لذا جامعه اتحاديه اروپا با اين تحريم در حقيقت حماس و فتح را برای چنين رويارويی تحت فشار قرار داده است. سامی ابوزهری سخنگوی حماس در گفت وگو با روزنامه واشنگتن پست اظهار داشت؛ «هدف ما از کنترل اين پايگاه های نظامی هيچ معنی سياسی ندارد. ما به عنوان گروه منتخب مردم، مشغول تسخير نهادهای مشروع هستيم.» به نوشته روزنامه گاردين گارد رياست جمهوری محمود عباس که به «نيروی 17» موسوم است توسط امريکا تامين مالی می شود. دولت بوش سعی کرده است با تقويت نيروهای گارد رياست جمهوری عباس، وزنه متقابلی در برابر نيروهای حماس ايجاد کند.از زمان پيروزی حماس در انتخابات شورای قانونگذاری، نيروهای خارجی درصدد بودند که يک دولت موازی و يک پليس موازی در زير پوشش فتح ايجاد کرده و پرورش دهند. حتی از زمان خود ياسر عرفات هماهنگی های جريان خودگردان با امريکا به وسيله «سازمان اطلاعاتی سيا» انجام می شد، قاعدتاً با انتخاب سازمان سيا به عنوان اهرم و نهاد برگزارکننده، اين هماهنگی بيشتر جنبه امنيتی و اطلاعاتی به خود گرفت. نهادهای غيرپاسخگوی امنيتی/ نظامی فتح در اين بستر سياسی، به قيمت کنش مدنی، رشد کردند. جورج تنت رئيس سابق سازمان سيا می گويد اين غيرقابل انکار است که تمامی تشکيلات نظامی/ اطلاعاتی در يک جامعه بايد تحت فرمان دولت منتخب مردم باشد، در غير اين صورت، نوعی تشکيلات موازی به جامعه تحميل می شود که پاسخگو نيست. اين طور که ملاحظه می شود امريکا با مقوله دموکراسی واقعی در منطقه يک رابطه شيزوفرنی دارد. درصورت عدم خلاقيت سياسی، و نبود اعتماد به دموکراسی و «انتخاب مردم» از طرف امريکا و اسرائيل، برتری بعد امنيتی/اطلاعاتی اهميت بيشتری پيدا کرده است. قاعدتاً اين پديده باعث مقداری از تنش ها بوده است.

در اين مدت، بعد از پيروزی حماس در انتخابات مجلس، اين استنباط ايجاد شده است که سازمان با سابقه فتح، امريکا و اسرائيل به گردش قدرت به طور سالم و دموکراتيک پايبند نبوده اند. اگر فتح و اسرائيل نمی خواستند نمايندگان واقعی مردم سرزمين های اشغالی در انتخابات شرکت کنند، می بايست نوعی مکانيسم «نظارت استصوابی» را به انتخابات و ملت فلسطين تحميل می کردند.تسلط نظامی فتح در کرانه باختری به گونه ای مجازی است. چرا که از طرفی، اکنون فتح يک سازمان يکپارچه نبوده و متشکل از گروه های پراکنده است. از طرف ديگر، برخلاف غزه، کرانه باختری همواره هنوز تحت اشغال و فرمان نيروهای نظامی اسرائيل بوده است. سياست نظامی اسرائيل به نيروهای حماس در کرانه باختری اجازه شرکت و حضور عينی در جامعه نمی دهد. اين درحالی است که نيروهای فتح با اجازه اسرائيل به طور آزاد در اين منطقه حضور داشته و کنترل عمل را با اجازه و کمک غيرمستقيم و مستقيم اسرائيل به دست آورده اند. به طور قطع در فضای باز و شرايط بی طرف برآيند نيروها متفاوت خواهد بود. چند روز پيش نيز، زاهی هانگبی رئيس کميته امور خارجه و دفاعی پارلمان اسرائيل نيز بدون ارائه جزئيات اظهار داشت اسرائيل هم اکنون حمايت از نيروهای فتح در کرانه باختری را مورد بررسی قرار داده است.در عين حال، مشخص نيست که انتصاب فياض يک عضو فتح به عنوان نخست وزير و عزل اسماعيل هنيه، نخست وزير منتخب مجلس (مردم)، به وسيله محمود عباس بدون مشورت با نمايندگان مجلس، از مشروعيت کامل قانونی برخوردار باشد. پس در نهايت، اين اقدام چگونه می تواند از مشروعيت تام سياسی برخوردار باشد؟ علاوه بر آن، بايد اين مساله را نيز مدنظر داشته باشيم که در اين سناريوی کلان، اهرم های ديگری همچون اهرم های مالی نيز وجود داشته و می تواند تعيين کننده باشد. دقيقاً فردای روزی که اين اقدامات به وسيله محمود عباس صورت گرفت، به پاداش آن، دولت بوش حمايت مستقيم مالی و سياسی خود را از تشکيلات عباس اعلان کرد. و در پاسخ، عباس نيز آمادگی خود را برای آغاز دوباره مذاکرات ديپلماتيک با اسرائيل ارائه داد. ولی ناظران سياسی و بين المللی به خوبی واقفند که عباس و جريان حامی او در کرانه باختری به تنهايی از اعتبار سياسی و مشروعيت کافی برخوردار نيست تا بتواند منتخبين مردم را دور زده و به تنهايی، با اولويت های تشکيلات خود، به مذاکرات ديپلماتيک بپردازد. فقط يک دولت واقعاً ملی و فراگير می تواند به نمايندگی از شهروندان فلسطينی به مذاکره بنشيند.مارک پری که مشاور سياسی غيررسمی ياسر عرفات رهبر فقيد فلسطينيان بود و هم اکنون يکی از مديران «مجمع درگيری ها» که يک سازمان بين المللی برای ترويج صلح در خاورميانه است نيز خاطرنشان کرده است که امريکا گروه کوچکی را از ميان تشکيلات فتح آموزش داده و آنها را مسلح کرده است تا حماس را تضعيف کنند. اين گروه شبه نظامی تحت فرماندهی محمد دهلان وارد غزه شد و سعی کرد سازمان حماس را تضعيف کند. حماس نيز با آنها مقابله کرد. به گفته پری اين يک درگيری محلی بين حماس و شبه نظاميانی است که به خوبی توسط امريکا مسلح شده اند. تحليلگران معتقدند که اردن نيز در مسلح کردن فتح دست داشته است. هم اکنون بيشترين نگرانی که وجود دارد اين است که در صورتی که فشارها تا جايی افزايش يابد که کل تشکيلات خودگردان از هم پاشيده شود، آنگاه ما شاهد يک فروپاشی خواهيم بود. وضعيتی که اجازه خواهد داد گروه القاعده به آن نفوذ کند و شرايطی بسيار دشوار تر از وضعيت کنونی را ايجاد خواهد کرد. غيت العمری مشاور سابق محمود عباس که هم اکنون به عنوان محقق در بنياد امريکای جديد که يک گروه مطالعاتی در واشنگتن است فعاليت می کند نيز موافق است که بازيگران بين المللی نبايد به حماس بی توجهی کنند. او می گويد؛ «من حماس را دوست ندارم. آنها رقيب سياسی من هستند. اگر آنها در قدرت باشند اين به اين معنی است که من در قدرت نيستم. ولی آنها واقعاً يک واقعيت در سيستم سياسی فلسطين هستند. آنها نماينده مردم هستند. کنار گذاشتن آنها کاملاً خنده دار است. بايد مجدداً بر اساس برخی اصول با آنها وارد تعامل شد. ضمن تعامل با آنها، بايد آنها را تحت فشار نيز قرار داد. ولی اگر ما آنها را کنار بگذاريم، ما شاهد خشونت خواهيم بود.» وی خاطرنشان کرد «اين همان مساله ای است که اخيراً رخ داده است.» به حماس اجازه داده نشد که حکومت کند و در نتيجه کار به خشونت انجاميد. تنها راه دستيابی به ثبات، گفت وگو با آنها است._در حقيقت اين مساله کاملاً صحيح است؛ دموکراسی تعديل کننده ای بزرگ است. دموکراسی گروه های مذهبی و فرقه ای را مجبور می کند که ديدگاه های خود را تعديل کرده و به مردم و موکلانشان پاسخگو باشند. اين مساله در تمامی گروه های سياسی مصداق دارد. اين کاری است که دموکراسی انجام می دهد، البته زمانی که دموکراسی واقعی داشته باشيم نه زمانی که نامزدها ردصلاحيت می شوند يا توسط يک نهاد غيرمنتخب دستچين می شوند. تحليلگران سياسی خاطرنشان کردند که وقتی حماس انتخاب شد، آنها به حرف کسانی گوش دادند که به آنها رای داده بودند و در نتيجه توانستند همچون کرانه باختری به خوبی بر آنها حکومت کنند. اگر به حماس نيز اجازه حکومت داده شود، اين گروه نيز همچون تمامی احزاب سياسی در يک دموکراسی اقدام به گوش دادن به حرف رای دهندگان خواهد کرد و ديدگاه های خود را تعديل خواهد کرد. هرچند که آنها با سوالات بسيار دشواری همچون چگونگی ساخت يک اقتصاد پايدار مواجه خواهند شد. به هر ترتيب غيت العمری می گويد تنها راه موفقيت يک روش دموکراتيک و فراگير است. در غير اين صورت شاهد خشونت خواهيم بود. در حقيقت او به صورت مستقيم به امريکايی ها و اسرائيلی ها می گويد شما نمی توانيد تنها زمانی از دموکراسی حمايت کنيد که مناسب برنامه ها و منافع شما باشد. اگر خواستار دموکراسی باشيد، بايد تمامی اصول آن را بپذيريد.

 

خبر و نظر ۰۰۰ ادبيات و هنر ۰۰۰  نوشته های منتخب يا رسيده ۰۰۰ ويدئوکليپ ـ  ترانه و موسيقی ۰۰۰ انديشه ـ تاريخ ـ علوم انسانی ـ گفتار ها ۰۰۰ طنز و طنز واره ۰۰۰ با شما ـ پرسش ها و پاسخ ها ۰۰۰ آرشيو ـ معرفی بخش ها ۰۰۰ صفحه ی اول