بخش های ديگر
 
 
صفحه ی اول
 
fl 
 
پدر! مرا ببخش که قدرت را ندانستم
 
 
 
شيرين عبادی
---------------
 

پيام تسليت شيرين عبادی در پی درگذشت آيت الله منتظری
 آذر ۱۳۸۸
پدر مرا به بخش که در سال های سختی که عليه رژيم ستم شاهی مبارزه می کردی ترا ياری نکردم زيرا ابلهانه می پنداشتم، حکومتی که مجهزترين ارتش خاور ميانه را دارد با فرياد چند روحانی ساقط نخواهد شد - حتما به ياد می آوری که حتی تا چند ماه مانده به پيروزی انقلاب، تعداد روحانيونی که مخالف شاه بودند، تا چه حد اندک بود- شايد هم از ترس چنين می انديشيدم و می خواستم بی تفاوتی خود را توجيه کنم.
 
پدر مرا به بخش، زمانی که پس از تحمل سال ها زندان و شکنجه، آزاد شدی برای تبريک به دست بوست نيامدم زيرا که جاهل بودم. نمی دانستم در زندان تو تنها پناهگاه زندانيان بودی. نمی دانستم چه نقش مهمی در نزديک ساختن گروه های مسلمان مبارز و چپ انقلابی داشتی.
 
پدر مرا ببخش، زمانی که همراه آيت الله خمينی به تهران آمدی و مهم ترين مشاور سياسی رهبر انقلاب بودی، درايت و تيزهوشی ترا ناديده گرفتم و معنای سخنانت را نمی فهميدم.
 
پدر مرا به بخش، هنگامی که در آذر ماه ۱۳۶۴ طبق تصميم مجلس خبرگان رهبری، به عنوان جانشين امام خمينی و رهبر آينده ايران انتخاب شدی، برای تبريک نزدت نيامدم زيرا می پنداشتم که دين را به دنيا فروخته ای. بيشتر دوست داشتم ترا مجاهد و مبارز ببينم تا حاکم.
 
پدر مرا به بخش، در سال های ۶۶ و ۶۷ که به کشتار زندانيان سياسی اعتراض کردی و انتقادات خود را به عملکرد غلط حکومت علنا بيان کردی، هر چند سخنانت را شنيدم، اما واکنشی در خور نشان ندادم.
 
پدر مرا به بخش، سال ها در حبس خانگی بودی ولی به علت سکوت مرگباری که ايران را فرا گرفته بود و خفقانی که گلوی ما را می فشرد، مظلوميت ات را فرياد نزدم و ستمگران را رسوا نکردم.
 
پدر حلالم کن، که هر گاه از پاسخ در می ماندم، از خرمن دانش تو توشه بر می گرفتم، حتی در آخرين روز عمر پر عزتت نيز از تو استفتأ کردم.
 
ترا پدر می خوانم، زيرا حمايت از زندانيان سياسی را از تو فرا گرفتم که بخاطر آنان از کليه مناصب دولتی و حتی رهبری حکومت جمهوری اسلامی ايران چشم پوشيدي- ترا پدر می خوانم زيرا از تو آموختم چگونه از مظلوم دفاع کنم بدون آن که عليه ظالم دست به خشونت زنم- از تو ياد گرفتم که سکوت مظلوم ياری رساندن به ظالم است و نبايد که ساکت بنشينيم- پدر فراوان از تو آموختم، هر چند که رسم شاگردی و فرزندی را به جا نياوردم.
 
تو پدر "حقوق بشر" در ايران هستی و ميليون ها چون من فرزند و مريد داری. نيازی هم به قدر دانی و سپاس ما نداری. اما همه ما در حق تو کوتاهی کرديم و مقصريم.
 
پدر ما را به بخش که تو بزرگواری. پدر کوتاهی فرزندانت را تاريخ جبران خواهد کرد. تاريخ در مورد ستمی که بر تو رفت و آزاده گی تو کتاب ها خواهد نوشت. تو در يادها زنده هستی تا عدالت و انسانيت زنده است.
 
يکی از ميليون ها مريد و شاگردت
 شيرين عبادی

 
بخش های ديگر
 
 
صفحه ی اول
 
fl