برای کوتوال غمگين کوچکترين قلعه ی جهان فاتحانِ امروز، فردای تو را دزديدند محمد علی اصفهانی (ويدئوکليپ)
اين روز ها سالگرد يکی از مجموعه جنايت های مکرر اسراييل در غزه است: حمله ی همه جانبه ی دوستاقبانان تشنه ی خون، بر زندانيان تهی از خون، در آخرين روزهای سال ۲۰۰۸ و اولين روز های سال ۲۰۰۹ ميلادی. بر مبنای يک برنامه ريزی دقيق و از پيش زمان بندی شده. در فاصله ی انتقال قدرت از جرج بوش به اوباما، و خلأ سياسی در کاخ سفيد.
نگاهی ديگر به واقعه ی عاشورا، و پيش زمينه ها و پی آمد های آن: از رحلت پيامبر، خلافت علی، و آنچه ـ به غلط ـ «صلح حسن» ناميده می شود، تا عاشورا. و از عاشورا تا بعد...
سيصد گل سرخ، يک گل نصرانی ويدئوکليپ جديد با صدای داريوش شعر ترانه: محمد علی اصفهانی ۰۰۰۰۰ آهنگ و تنظيم: هومن دپارس
ايران را خطر يک «فرار به جلو» ی جنايتکارانه و شبيه به خودکشی اسراييل تهديد می کند برگردان و توضيحات: محمد علی اصفهانی
هدف اين نوشته، پرداختن به ماجرا های اخير نيست؛ بلکه فقط بر شمردن ابزار های لازم اوليه است ـ به نظر راقم اين سطور البته ـ برای حرکت از يک نقطه ی عزيمت درست و قابل اتکاء، به سمت هر تجزيه و تحليلی از اين ماجرا ها و ماجرا های مشابهِ در راه.
تحليل فريبرز رييس دانا از مبانی اقتصادی سوء استفاده ۲۸۷۸ ميلياردی
اين مقاله در همان روز های رحلت منتظری در سال ۱۳۸۸ نوشته و منتشر شده بود. در دومين سالگرد فقدان آن «مرد مختصر که خلاصه ی خود بود»، می خواهم که مقاله را يک بار ديگر با خودم بخوانم. خواندنش، برايم تازگی دارد. مرا به سال های دور می برد و به سال های نزديک باز می گرداند و باز به سال های دور می برد و: پنداری دلم می خواهد که در همان سال ها نگاهم دارد. و نمی شود اما انگار.
(در حاشيه ی خبر طرح ترور سفير عربستان در آمريکا) روايت موسوم به ««کشف توطئه ی ايران برای ترور سفير عربستان سعودی در واشنگتن»، چه ساختگی باشد و چه ساختگی نباشد، زنگ خطری است که به هيچ وجه ساختگی و ترديد پذير نيست. ٭ چه کسانی از اين ماجرا سود می برند؟ ٭ در صورت حمله ی احتمالی آمريکا و اسراييل و متحدانشان به ايران؟ ٭ بازی باخت ـ باخت اوباما ٭ چه بايد کرد؟ يا چه می توان کرد؟
فرزندان ستار خان می دانند که ستار خان نه برای يک قطعه از خاک ايران، بلکه برای تماميت ايران می جنگيد. برای انقلاب مشروطه. برای بازپس گرفتن انقلاب مشروطه. برای فتح تهران. و همراه با مبارزان سراسر ايران. از آن سوی کوه های لرستان گرفته تا اين سوی جنگل های گيلان. و فرزندان مصدق می دانند که مصدق برای ايران و منافع تماميت آن می جنگيد. نه برای احمد آباد خودش. و از تهران تا خوزستان. و از خوزستان تا ديوان لاهه.
فقط در صورتی که شبانه، مشغول کارد ماليدن بر گلوی قربانيان اعتماد کرده به خويش باشيم است که می توانيم کسانی را که می خواهند کاردِ به خون آلوده ی ما را از دستمان بگيرند و در برابر ديدگان همه قرار دهند متهم به تيز کردن کارد دشمنی کنيم که ما و او هر دو نهايتاً در چند نقطه به هم می رسيم و با هم يکی می شويم. از جمله در کارد ماليدن بر گلوی ضعيف ترين و آسيب پذير ترين قربانيان.
به مصداق سخن «خائن، خائف است»، سه ضلع مثلث خيانت (رهبر ايده ئولوژيک ـ کالای جنسی ايده ئولوژيک ـ و قرمساق ايده ئولوژيک) پا اندازان و قوادان خود را بسيج کرده اند تا شايد بتوانند با ايجاد فضای ارعاب (برای بزدلانی که در چنين فضا هايی خفه خون گرفتن را انتخاب می کنند) در کريدور های خون آلود، اجساد شهيدان بالفعل و بالقوه، و بدن های تکه پاره شده ی معتقدان به خود را به قمار بگذارند. و اين در حالی است که خودشان، نه فمارباز، بلکه کارت های قماری هستند که در آمريکا و اسراييل و عراق و ايران و خاور ميانه و تمام جهان جريان دارد. برنده ی قمار، هرگز نه خود کارت، بلکه هميشه يکی از دو طرف قمار است؛ و سرانجام ِکارتِ دست به دست شده و از رنگ و رو رفته، به جز پرتاب شدن به زباله دان يا بدتر از زباله دان چيز ديگری نيست. از خائن، استفاده می شود؛ اما هيچ وقت به او اعتماد نخواهد شد. و اين، چيزی است که مثلث خيانت، نه در زمانی که حمله ی نظامی آمريکا به ايران را در چند قدمی می ديد و در آرزوی تحقق آن، به هر که از عواقب شوم اين حمله سخنی می گفت يا چيزی می نوشت پارس می کرد می فهميد، و نه امروز که هنوز داغ نافرجام ماندن تلاش های ديروزش را فراموش نکرده است و جا به جا با کوبيدن سر خود به در و ديوار، می خواهد انتقام تلاش های موفق آن ها را از آن ها و از زمين و زمان بگيرد می فهمد. از خائن، استفاده شده است، می شود، و خواهد شد؛ اما هيچ وقت به او اعتماد نشده است، نمی شود، و نخواهد شد. نه ديروز. نه امروز و نه فردا. فردايی که مثل ديروز و امروز، برای او دير است.
در حاشيه ی دريوزه گری به اسم جنبش، در بارگاه کلينتون و ديگران به منظور ممانعت از خروج نام مجاهدين از ليست سياه آمريکا
خبرگزاری روسی ريانوستی، در تاريخ پنجم اوت، اظهارات نماينده ی روسيه در ناتو را مبنی بر برنامه ريزی ناتو برای دخالت نظامی در سوريه به منظور ايجاد يک سر پل مطمئن به قصد حمله ی نظامی به ايران منتتشر کرده است که کمی پايين تر به آن خواهم پرداخت. اما قبل از همه چيز:
رهبران اصلی مجاهدين ـ که به غير از خانم و آقای رجوی، چند تنی بيشتر نيستند ـ در بدترين قمار زندگی سياسی خود، خود را وارد نزاع های درونی امپرياليسم آمريکا کرده اند و به عنوان ابزاری در دست درنده ترين جناح آن، يعنی جناح جان بولتون و نئوکان ها و چند وزير کابينه ی جنگی بوش، و چند رييس سازمان های سيا و اف بی آی و ستاد مشترک نيرو های زمينی و هوايی و دريايی، و موجوداتی که نه فقط جنايتکاران معمولی، بلکه جنايتکاران جنگی، و در مواردی جنايتکاران عليه بشريت به حساب می آيند در اين کارزار امپرياليستی، وظيفه يی به عهده گرفته اند، تا با موضوع بسيار مناسبی به نام «ايران»، در به روی کار آمدن دوباره ی دار و دسته ی منفور ترين انسان جهان، يعنی جرج بوش پسر کمک کنند. و هيچ غير منتظره نيست که در اين ميان، جناح ديگر، دست به جناياتی هولناک در حق مورد ستم قرار گرفته ترين اجزاء اين معادله، يعنی ساکنان پادگان اشرف بزند. که زده است. و به نظر می رسد که باز هم خواهد زد.
از انسان محمود درويش برگردان: محمد علی اصفهانی
خبر و نظر ۰۰۰ ادبيات و هنر ۰۰۰ نوشته های منتخب يا رسيده ۰۰۰ ويدئوکليپ ـ ترانه و موسيقی ۰۰۰ انديشه ـ تاريخ ـ علوم انسانی ـ گفتار ها ۰۰۰ طنز و طنز واره ۰۰۰ با شما ـ پرسش ها و پاسخ ها ۰۰۰ آرشيو ـ معرفی بخش ها