به مصداق سخن «خائن، خائف است»،
سه ضلع مثلث خيانت (رهبر ايده ئولوژيک ـ کالای جنسی ايده
ئولوژيک ـ و قرمساق ايده ئولوژيک) پا
اندازان و قوادان خود را بسيج کرده اند تا شايد بتوانند با
ايجاد فضای ارعاب (برای بزدلانی که در چنين فضا هايی خفه خون
گرفتن را انتخاب می کنند) در کريدور های خون آلود، اجساد
شهيدان بالفعل و بالقوه، و بدن های تکه پاره شده ی معتقدان به
خود را به قمار بگذارند.
و اين در حالی است که خودشان، نه فمارباز، بلکه کارت های قماری
هستند که در آمريکا و اسراييل و عراق و ايران و خاور ميانه و
تمام جهان جريان دارد.
برنده ی قمار، هرگز نه خود کارت، بلکه هميشه يکی از دو طرف
قمار است؛ و سرانجام ِکارتِ دست به دست شده و از رنگ و رو رفته،
به جز پرتاب شدن به زباله دان يا بدتر از زباله دان چيز ديگری
نيست.
از خائن، استفاده می شود؛ اما هيچ وقت به او اعتماد نخواهد شد.
و اين، چيزی است که مثلث خيانت، نه در زمانی که حمله ی نظامی
آمريکا به ايران را در چند قدمی می ديد و در آرزوی تحقق
آن، به هر که از عواقب شوم اين حمله سخنی می گفت يا چيزی می
نوشت پارس می کرد می فهميد، و نه امروز که هنوز داغ نافرجام
ماندن تلاش های ديروزش را فراموش نکرده است و جا به جا با
کوبيدن سر خود به در و ديوار، می خواهد انتقام تلاش های موفق
آن ها را از آن ها و از زمين و زمان بگيرد می فهمد.
از خائن، استفاده شده است، می شود، و خواهد شد؛ اما هيچ وقت به
او اعتماد نشده است، نمی شود، و نخواهد شد.
نه ديروز.
نه امروز
و نه فردا.
فردايی که مثل ديروز و امروز، برای او دير است.
آنچه در اين صفحه آورده ام، چهار مقاله ی مختلف است که در زمان
های مختلف، در ارتباط با پادگان اشرف نوشته بودم.
تابانيدن حتی شعاعی کوچک از نور، آرامش کسانی را که ادامه ی
تبهکاری هايشان فقط در تاريکی و ظلمات امکان پذير است بر هم می
زند.
اما اين، تقصير من نبود و نيست.
محمد علی اصفهانی
۱۰ خرداد ۱۳۹۰