صورت ظاهری مسأله اين است: خواننده يی جوان، از نسل بعد از انقلاب، ترانه واره يی خوانده است (رپ) به زبان بخشی از اين نسل: آميزه يی از يک حس عصيان زده و به طغيان رسيده از رنج و درد (در جان) با يک تصوير در هم و مغشوش و ساده شده از مفاهيم منسجم و غير قابل ساده شدن سياسی و اجتماعی (در ذهن).
اگرچه به حساب معادلات طبيعی، خطر حمله ی نظامی به ايران، چندان جدی به نظر نمی آيد، اما به حساب معادلات غير طبيعی، اين خطر می تواند نه تنها جدی، بلکه در يک قدمی ما باشد. و از آنجا که هيچ چيز در شرايط کنونی جهان ـ و به خصوص منطقه ـ طبيعی نيست، نمی توان محاسبات خود را بر مبنای معادلات طبيعی تنظيم کرد. يعنی لازم است که در محاسبات خود، فعلاً به معادلات غير طبيعی، بيشتر بها دهيم تا به معادلات طبيعی.
اينک بهار بيرون در آستانه ی سرو کنار کوه و درّه ها و شايد يک جنگل از رسيدنِ انبوه
ايران را خطر يک «فرار به جلو» ی جنايتکارانه و شبيه به خودکشی اسراييل تهديد می کند برگردان و توضيحات: محمد علی اصفهانی
به مصداق سخن «خائن، خائف است»، سه ضلع مثلث خيانت (رهبر ايده ئولوژيک ـ کالای جنسی ايده ئولوژيک ـ و قرمساق ايده ئولوژيک) پا اندازان و قوادان خود را بسيج کرده اند تا شايد بتوانند با ايجاد فضای ارعاب (برای بزدلانی که در چنين فضا هايی خفه خون گرفتن را انتخاب می کنند) در کريدور های خون آلود، اجساد شهيدان بالفعل و بالقوه، و بدن های تکه پاره شده ی معتقدان به خود را به قمار بگذارند. و اين در حالی است که خودشان، نه فمارباز، بلکه کارت های قماری هستند که در آمريکا و اسراييل و عراق و ايران و خاور ميانه و تمام جهان جريان دارد. برنده ی قمار، هرگز نه خود کارت، بلکه هميشه يکی از دو طرف قمار است؛ و سرانجام ِکارتِ دست به دست شده و از رنگ و رو رفته، به جز پرتاب شدن به زباله دان يا بدتر از زباله دان چيز ديگری نيست.
فقط در صورتی که شبانه، مشغول کارد ماليدن بر گلوی قربانيان اعتماد کرده به خويش باشيم است که می توانيم کسانی را که می خواهند کاردِ به خون آلوده ی ما را از دستمان بگيرند و در برابر ديدگان همه قرار دهند متهم به تيز کردن کارد دشمنی کنيم که ما و او هر دو نهايتاً در چند نقطه به هم می رسيم و با هم يکی می شويم. از جمله در کارد ماليدن بر گلوی ضعيف ترين و آسيب پذير ترين قربانيان.
(در حاشيه ی خبر طرح ترور سفير عربستان در آمريکا) روايت موسوم به ««کشف توطئه ی ايران برای ترور سفير عربستان سعودی در واشنگتن»، چه ساختگی باشد و چه ساختگی نباشد، زنگ خطری است که به هيچ وجه ساختگی و ترديد پذير نيست. ٭ چه کسانی از اين ماجرا سود می برند؟ ٭ در صورت حمله ی احتمالی آمريکا و اسراييل و متحدانشان به ايران؟ ٭ بازی باخت ـ باخت اوباما ٭ چه بايد کرد؟ يا چه می توان کرد؟
رهبران اصلی مجاهدين ـ که به غير از خانم و آقای رجوی، چند تنی بيشتر نيستند ـ در بدترين قمار زندگی سياسی خود، خود را وارد نزاع های درونی امپرياليسم آمريکا کرده اند و به عنوان ابزاری در دست درنده ترين جناح آن، يعنی جناح جان بولتون و نئوکان ها و چند وزير کابينه ی جنگی بوش، و چند رييس سازمان های سيا و اف بی آی و ستاد مشترک نيرو های زمينی و هوايی و دريايی، و موجوداتی که نه فقط جنايتکاران معمولی، بلکه جنايتکاران جنگی، و در مواردی جنايتکاران عليه بشريت به حساب می آيند در اين کارزار امپرياليستی، وظيفه يی به عهده گرفته اند، تا با موضوع بسيار مناسبی به نام «ايران»، در به روی کار آمدن دوباره ی دار و دسته ی منفور ترين انسان جهان، يعنی جرج بوش پسر کمک کنند. و هيچ غير منتظره نيست که در اين ميان، جناح ديگر، دست به جناياتی هولناک در حق مورد ستم قرار گرفته ترين اجزاء اين معادله، يعنی ساکنان پادگان اشرف بزند. که زده است. و به نظر می رسد که باز هم خواهد زد.
پاسخ ميشل کُلُن به مدافعان تعقيب قضايی فعالان کمپين بايکوت اسراييل
خبر و نظر ۰۰۰ ادبيات و هنر ۰۰۰ نوشته های منتخب يا رسيده ۰۰۰ ويدئوکليپ ـ ترانه و موسيقی ۰۰۰ انديشه ـ تاريخ ـ علوم انسانی ـ گفتار ها ۰۰۰ طنز و طنز واره ۰۰۰ با شما ـ پرسش ها و پاسخ ها ۰۰۰ آرشيو ـ معرفی بخش ها